ميرسيد از حجره خود بيرون ميآمد و نظر به آسمان مينمود و در مقام مناجات ميگفت خدايا ستارههاى آسمانت فرو رفتند و چشمهاى خلقت در خواب رفت و صداى بندگانت و صداى حيوانات ساكن شد - و پادشاهان درهايشان را به روى خود بستند و شب گردهاى آنها بر دور قصرهايشان ميگردند و پادشاهان از سائلين و از كسانى كه از آنها طلب فائده ميكنند خود را پنهان گردانيدند و تو خدايى هستى كه زندهاى و قوام موجودات بوجود تو است و تو را پينكى و خواب فرا نمىگيرد .
پايان بعضى از مفسرين از اهل معانى چنين نقل ميكنند كه قسمهاى قرآن دو قسم است :
يكى قسم بذات و صفات خالق جل و علا مثل ( فو ربك فبعزتك و القرآن المجيد ) و همچنين حروف تهجّى در اوائل سورهها هر حرفى اشاره بصفتى از اوصاف الهى است .
قسم دوم قسم بمخلوقات است و آن چهار قسم است : ( يكى ) اظهار قدرت مينمايد مثل ( و الذاريات ، و المرسلات ، و النازعات ) و امثال آن كه بندگان را متنبه گرداند بر عموم قدرت خود و اسرارى كه منطوى در آنها است كه كنه آن را نميداند مگر راسخين در علم ( دوم ) قسم برستاخيز ياد مىكند براى اظهار هست آن روز مثل
( لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ )
( سوم ) بنعمتهاى خود قسم ياد مىكند كه مردم متذكر نعمتهاى الهى گردند و شكر گذار شوند مثل
( وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ )
( چهارم ) ببعض مخلوقات قسم ياد مىكند براى آنكه شرافت و عزت آنها را برساند مثل
( لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ )
يعنى مكه و چنين است قوله تعالى
( وَ طُورِ سِينِينَ وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ )
كه مقصود اظهار بزرگى آنها است و بعضى گفتهاند هر جا كه بمخلوق قسم ياد نموده در آن ( رب ) مأخوذ است مثل ( و النجم ، و الذاريات ) و اشباه آن ( روح البيان ) و در جاى ديگر از اين تفسير گفته شده در قسمتهاى قرآن اسرار ديگرى