با اين نمايندهگى چگونه چشم دل خود را كور گردانيدهئيد و نگاه نميكنيد تا آنكه خداى خود را بشناسيد .
آرى شناختن مبدء و معاد موقوف بر شناختن نفس است نخستين بايستى خود را و وجود خويش را آن طورى كه ( آيت ) وجود حق تعالى ميباشيم بشناسيم تا آنكه پى بمبدء و معاد خود ببريم چنانچه در حديث مشهور كه منسوب به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم است فرموده
( من عرف نفسه فقد عرف ربّه )
يعنى كسى كه نفس و حقيقت خود را شناخت محققا خدا را شناخته .
معلوم است مقصود از شناختن نفس فقط بشناختن هيكل جسمانى و قواى طبيعى و اصل و نسب نيست بلكه كسى كه خود را بطور مخلوقيت و مربوبيت شناخت و خود را آيت وجود حق تعالى و مظهر صفات الهى دانست به قدر دلالت وجود خودش و معلوماتش خداى خود را خواهد شناخت .
منسوب بمولاى عارفين على عليه السّلام است كه فرموده :
( أ تزعم انك جرم صغير و فيك انطوى العالم الاكبر )
آيا تو چنين گمان ميكنى كه يك جثه كوچكى ميباشى در صورتى كه عالم بزرگى در تو پيچيده شده .
( نه فلك راست مسلم نه ملك را حاصل * آنچه در سرّ سويداى بنى آدم از او است )
( سعدى ) خلاصه آيه ارشاد به اين است كه آنچه در زمين از جمادات و نباتات و حيوانات ملاحظه مينمائيد تماما آيات و نشانههاى وجود و قدرت و علم ايزد متعال است و بايستى اشخاص با ايمان و يقين به نظر تدبّر آنها را بنگرند و اكتفاء به صورت ظاهر اشياء ننمايند بلكه در عمق اشياء فرو روند و اسرارى كه در كمون موجودات از نظر مخفى است كشف نمايند تا معرفت آنها كاملتر گردد و بر يقين آنان افزوده شود .
و چون نزديكترين اشياء به انسان نفس خود او است بايستى مراتب سير