خود و استحسان عقلى حمل قطعى بر يكى از احتمالات غير ظاهر كند بدون شاهدى كه شرعا معتبر باشد چنانچه بسيار ديده شده آنهايى كه خواهند بدعتى در دين گذارند چنين ميكنند كه آيات قرآن را حمل قطعى بر يكى از احتمالات غير ظاهر مينمايند تا آنكه مطابق گردد با روش خودشان . پايان خلاصه آيه در مقام انكار و اعتراض به كسانى است كه تدبّر و تفكر در قرآن نميكنند كه آيا بر قلب آنان قفل زده شده و بسته گرديده يعنى چگونه قلبى كه لطيفه الهى است و بايستى به روى وى حقايق و عالم إله باز باشد و از انوار فيض رحمت الهى مستفيض گردد اينطور راهش را مسدود گردانيدهاند و خود را در لجن زار عالم طبيعت پرتاب نموده و از حقايق و نكات و اسرار قرآن خود را محروم گردانيدهاند .
معلوم است تدبر در جايى صدق مىكند كه در آيه احتمالاتى داده شود لكن در جايى كه معنى آن ظاهر باشد كه به نظر همه يكسان آيد تدبّر در آن معنى ندارد و اما در جايى كه در آيه احتمالاتى داده شود و هيچيك از آنها مخالف با آيات ديگر و نيز با احاديث معتبر هم مخالف نباشد در اين صورت اگر مفسر يكى از آن احتمالات را بقرائنى كه از آن آيات ديگر گرفته ترجيح دهد آن هم نه بطور قطع و يقين جزمى چنين كسى داخل كسانى ميگردد كه در فضيلت آنها فرموده :
( لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ )
، پس به اين معانى كه گفته شد تفسير نمودن آيات كه غرض توضيح آياتى باشد كه در آن اندك خفايى هست نيكو و مستحسن خواهد بود و آنكه از تفسير و تصرف در آن بكليه منع شده متشابهات قرآن است كه ( لا يعلمه الا اللَّه ) در باره چنين آياتى فرود آمده زيرا كسانى كه در قلب آنان مرض است و خواهند بدعتى در دين گذارند يا مدعايى دارند آنها بمتشابهات قرآن تمسك ميجويند و بمغالطه كارى آيات را حمل بر مدعاى خود مينمايند چنين اشخاصى مشمول غضب و لعنت خدا خواهند گرديد لكن كسانى كه ادعاى شخصى ندارند و غرض آنها ارشاد و هدايت نمودن گمراهان است و در مقام توضيح و بيان محكمات