به تو اسم اعظم را تعليم نموده .
در اينكه اسم اعظم الهى كدام يك از اسماء الحسنى است بين مفسرين آراى مختلفى پديد گرديده بعضى ( اللَّه ) را ترجيح داده بعضى ( الواحد ) بعضى ( احد ) بعضى ( الحى القيّوم ) و غير اينها و هر كسى براى اثبات مدعاى خود تمسك ببعض احاديث و جهات ديگرى نموده و يكى از اسماء را انتخاب كرده لكن نظر به اينكه ( هو ) اشاره بهويت مطلقه و وجود بحت بسيط كه عبارت از واجب الوجود بودن است و در اين اسم احدى از ممكنات با او شركت ندارند ( هو ) بر اسماء ديگر ترجيح دارد و دلالتش بر ذات مطلق احدى واضحتر است پس به اين مناسبت شايد ( هو ) اسم اعظم الهى باشد .
( هو ) ضمير شأن و از دو كلمه تركيب شدهها تنبيه بامر ثابت و واو اشاره بغائب است و ( ها ) اصل كلمه هو است و واو از اشباع ضمّه پديد شده و در واقع ( هو يك حرف است و اشاره بهويت مطلقه و وجود بحت بسيط است كه در اين مرتبه نه اسمى مأخوذ است و نه رسمى و نه صفتى ملحوظ است و نه اثرى بلكه او او است از آن حيث كه او است زيرا كه آن هويت مطلقه ( اللَّه ) ناميده شده باعتبار صفت الوهيت ( ربّ ) گفته شده باعتبار صفت ربوبيّت و چون ممكن را راهى به آن حقيقت صرفه بسيطه نيست كه مبدء خود را ستايش نمايد و ملتجى به او گردد اين است كه باعتبار افعال و بروز آثار جلال و جمال اسمايى بر خود وضع گرده و خود را به آنها معرفى نموده لكن هويت بسيطه حقّه حقيقيّة من حيث ذات مقتضى هيچ اسمى و رسمى و صفتى نيست و ذات اقدس از اسم و رسم و صفت زائد بر ذات عارى و مبرّاست خلاصه چون هو اشاره بذات بحت و وجود صرف است كه بدون وصف زائدى كه به آن حقيقت ضميمه گردد ملحوظ مىشود اين است كه بالاترين اسماء الحسنى الهى بشمار ميرود و توان آن را اسم اعظم ناميد .
أمير المؤمنين و پيشواى موحدين على عليه السّلام در بعض خطبههايش چنين گويد
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٣٤٢