آفريد بوى وحى نمود كه كائنات را بنويس پس از جمله چيزى كه نوشته اين بود
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ
يعنى دستهاى ابى لهب خاسر و خائب خواهد بود .
( تفسير ابو الفتوح رازى )
ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ
بى نياز نكند او را مالش و نه آنچه كسب نموده ( ما ) در ما اغنى شايد نافيه باشد و شايد استفهاميه اگر نافيه باشد يعنى بى نياز نكند او را از عذاب نه مالى كه اندوخته و نه آنچه از متاع دنيا كسب نموده و اگر استفهاميه باشد چنين مىشود چه چيز از مال و آنچه از راه كسب بدست آورده وى را بى نياز ميگرداند از عبد اللَّه مسعود نقل ميكنند كه گفته چون حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ابو لهب را دعوت باسلام نمود و وى را تهديد به عذاب كرد گفت اگر چنين باشد من خود را بمال از عذاب ميخرم اين آيه فرود آمد كه مال او را از عذاب نجات نميدهد اشاره به اينكه مال داشتن و نيز باقى جهات دنيوى از جاه و مقام و اولاد اينها متاع دنيا است و در بازار دنيا ارزش دارد و رفع احتياجات دنيوى را مىكند اما در بازار قيامت فقط ايمان كامل و عمل صالح ارزش دارد و اسباب نجات آدمى است اگر مال رفع عذاب ميكرد ثروتمندان عالم مثل قارون با مال خود به زمين فرو نميرفت و فرعون با آن سلطنت كذايى به آب غرق نميگشت و همچنين تمام سلاطين دنيا بمال و مقام خود را از مرگ و مرض نجات ميدادند
سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ
( سين ) در اول فعل مضارع مخصوص براى آينده مىآورند يعنى به زودى در آيد در آتشى كه شراره آن زبانه ميكشد يعنى اعمال او مهيا و آماده مىكند براى او چنين آتشى را