و غير اينها .
و ديگر جمع نمودن و گرد آوردن مال از هر راهى كه باشد و محبّت مفرط بمال و از محبّت دنيا ناشى مىشود غفلت بدرجهاى كه آدمى گمان مىكند مال و ثروت وى هميشه باقى و جاويدانست و بكلّى مردن و فنا را از نظر انداخته و فراموش مىكند و هيچ متوجّه به آن نيست اين است كه فرموده :
يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ
نظر به طول امل و آرزو و آمال دور و دراز انسان دارد كه با آنكه براى هر كسى مرگ معلوم و يقينى است لكن محبّت و حرص چنان آدم حريص دنيا دوست را غافل نموده كه گويا گمان مىكند مال و ثروت و جهات دنيوى و حظوظات مادى طبيعى براى وى پايدار است و مرگ و فنا در پى آن نيست .
كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ
روى قاعده عربيّت بعد از لام ( لينبذنّ ) قسم محذوف است و اينكه جمله را با نون تأكيد ثقيله و قسم آورد . براى تأكيد است كه قسم به خدا هر آينه البتّه چنين كسى كه متّصف به اين اوصاف رذيله و اين اعمال ناپسند گرديده در اندازند وى را در دركهاى از جهنم ( حطمه ) مأخوذ از حطم و بمعنى شكستن است يعنى چنين كسانى داخل در آتش شكسته كننده ميگردند
وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ
اشاره به سختى و عظمت حطمه دارد كه از روى استعجاب خطاب بپيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خود فرموده كه تو چه دانى حطمه چيست بعد در مقام بيان حطمه برآمده
نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ
حطمه آتشى است كه از غضب خدا ناشى گشته و شدّت و قوّت آن آتش