تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
و دليل آنها روايتى است كه از حضرت امير عليه السّلام نقل ميكنند ابو الفتوح رازى در تفسير خود مينويسد ابو صالح گفت من با عكرمه در عاديات اختلاف كرديم او گفت اسبانند كه رو به حج ميروند من گفتم شترانند عكرمه گفت من از مولاى خود عبد اللَّه عباس شنيدم كه اسبانند من گفتم من از مولاى خود على بن ابى طالب عليه السّلام شنيدم شترانند و مولاى من از مولاى تو عالم‌تر است اين منازعه را نزد حضرت امير عليه السّلام بردند عبد اللَّه عباس گفت ضبح نفس زدن اسب را گويند و گرد و خاك نيز از سم اسب پديد مىگردد حضرت امير عليه السّلام فرمود نميدانى كه آيه در روز بدر فرود آمده و در روز بدر ميان ما هيچكس اسب نداشت مگر مقداد بن اسود كه او اسب ابلقى داشت . بروايت ديگر حضرت امير عليه السّلام فرمود مقصود از عاديات شتران حاجيانند كه از عرفات بمزدلفه آيند و از مزدلفه بمنى روند و كسانى كه از مفسّرين بر اين عقيده مىباشند گويند ( ضبح ) در
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً
گردن كشيدن شتر است در وقت حركت . ( پايان ) جبير از عبد اللَّه عباس چنين نقل مىكند كه او گفت در حجره نشسته بودم مردى آمد و از عاديات سؤال نمود كه چيست من گفتم اسبانند كه بجنگ ميروند و شب با قبيله باز آيند او رفت و حضرت امير عليه السّلام در زير سقايه زمزم نشسته بود از او پرسيد فرمود از كسى سؤال نموده‌اى گفت آرى از عبد اللَّه عباس پرسيدم او گفت اسبانى ميباشند كه بجنگ ميروند حضرت گفت برو وى را نزد من آر وقتى نزد او رفتم فرمود چرا فتوى ميدهى به چيزى كه نميدانى اين آيه در باره اول جنگى فرود آمد كه در اسلام واقع شد و آن جنگ بدر بود و در آن دو اسب بيشتر نبود يكى مال مقداد و ديگر مال زبير و دو اسب را عاديات نميگويند مقصود از عاديات شتران حاجيانند كه از عرفات بمزدلفه آيند و از مزدلفه بمنى روند عبد اللَّه عباس