ميان گيرند ،
كه هر آينه انسان ( بنعمتهاى ) پروردگار خود ناسپاس است ،
و اينكه خود بر اين ( كفران نعمت ) گواه است ،
و اينكه او هم بر دوستى مال و هر نفعى بسيار سخت و حريص است ،
آيا نميداند موقعى كه از قبر برانگيخته شود آنچه در آن است ،
و آنچه در دلها از خوب و بد مخفى مانده ظاهر گردد ،
محققا پروردگار آنها در آن روز به حال آنان آگاهست
( توضيح آيات )
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً ، فَالْمُورِياتِ قَدْحاً ، فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً
سخنان مفسرين در اينكه مقصود از عاديات چيست
بسيارى از مفسرين گويند مقصود اسبهايى ميباشند كه در موقع جهاد با كفّار تاخت و تاز گيرند و از شدت دويدن نفسشان به شماره افتد
فَالْمُورِياتِ قَدْحاً
در حين تاختن از سمهايشان آتش از زمين بيرون آيد
فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً
اسبهاى سواران جنگى كه شب تا صبح راه طى مىكنند و صبح بر دشمن حمله نموده
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً
پس در اثر حركت سريع گرد و غبار برانگيخته
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً
دشمن را در ميان گرفتند
در شأن نزول آيه بين مفسرين گفتارى است
در تفسير على بن ابراهيم به چند واسطه از صادق آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چنين روايت مىكند كه جماعتى از اعراب از بنى سليمه در نزديكى مدينه در وادى نمله جمع شدند كه بر مدينه شبيخون زنند و مسلمانها را بكشند و آنان دوازده هزار سوار بودند حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چهار هزار سوار به سركردگى ابو بكر جلو آنان فرستاد و دستور فرمود كه اول آنها را تبليغ بدين اسلام و القاء شهادتين نمايد اگر قبول ننمودند و قصد جنگ دارند با آنها بجنگند و توصيه فرمود كه استقامت