فرشتگان صف در صف ( در عرصه محشر ) صف آرايى نمايند
و روزى كه جهنّم را بياورند در آن روز انسان متذكّر گردد و كجا در آن روز ديگر تذكّر نفعى به حال او بخشد
و ميگويد اى كاش تا در حيات دنيا بودم براى امروزم كارى كرده بودم ،
پس در آن روز احدى مثل ( كافر ) عذاب كرده نميشود ،
و احدى مثل وى در بند نيست ،
( آن گاه باهل ايمان خطاب لطف آميز ميرسد ) اى كسى كه صاحب نفس مطمئنّه ميباشى ( كه در مرتبه ايمان بدرجه يقين رسيدهاى )
برگرد و باز آى بسوى پروردگارت در حالى كه تو از او راضى ميباشى و پروردگار نيز از تو راضى است
پس داخل شو در زمره بندگان من ،
و داخل شو در بهشت من
( توضيح آيات )
وَ الْفَجْرِ ، وَ لَيالٍ عَشْرٍ
فجر در لغت بمعنى قطع و شكافتن آمده مثل قوله تعالى
وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً
وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً
تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً
و صبح را فجر گويند نظر به اينكه سياهى شب را ميشكافد و فجّار جمع فاجر و فجور بمعنى پاره كردن پرده ديانت است قوله تعالى
كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ
وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ
و نظائر آن در قرآن بسيار آمده و در اين آيه بالا فجر بمعنى قطع شدن شب به اول روشنايى عمود صبح است كه در طرف مشرق نمايان مىگردد و سياهى شب را بروشنايى روز قطع مىنمايد . فجر دو قسم است : فجر كاذب و فجر صادق فجر كاذب اول روشنايى است كه دم افق پهن ميگردد و مثل دم گرگ كشيده مىشود و قطع مىگردد پس از آن روشنايى ديگرى پديد مىشود و دم افق پهن ميگردد و آن را فجر صادق نامند .
در تفسير على بن ابراهيم قمى است كه مقصود از شفع حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام و از وتر أمير المؤمنين عليه السّلام است .