رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ( 22 ) وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ وَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرى ( 23 ) يَقُولُ يا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَياتِي ( 24 )
فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ ( 25 ) وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ ( 26 ) يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ( 27 ) ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ( 28 ) فَادْخُلِي فِي عِبادِي ( 29 )
وَ ادْخُلِي جَنَّتِي ( 30 )
( ترجمه )
بنام ايزد هستى بخش صاحب رحمت عام و خاص
قسم بطلوع فجر ،
قسم بشبهاى دهگانه ( دهه اول ماه ذى الحجه )
و قسم بجفت ( مخلوقات ) و قسم بفرد ( وجود منفرد حق تعالى )
قسم بشب وقتى تبديل بروز گردد ،
آيا در اين چيزهايى كه به آن قسم ياد شد نزد خردمندان مانعى هست ،
اى پيمبر آيا نديدى پروردگار تو با عاد چه كرد ،
با قدهاى بلند و صاحب عظمت ،
بطورى كه آفريده نشد مثل آنان در شهرها ،
و قوم ثمود كه سنگ را شكافته و عمارتها از سنگ ميساختند ،
و فرعون و فرعونيان صاحب ميخها ( سپاه و اقتدار )
آن افرادى كه در ممالك روى زمين ظلم و طغيان نمودند ،
و بسيار در زمين فساد كردند ،
تا آنكه پروردگار تو بتازيانه عذاب آنان را معذب گردانيد ،
و اينكه پروردگار تو در كمين گاهست ،
اما انسان وقتى پروردگارش وى را امتحان نمود و او را نعمت داد و گرامى گردانيد گويد پروردگار من مرا گرامى داشته ،
و امّا وقتى وى را در مورد امتحان درآورد و روزى وى را تنگ گردانيد گويد خداى من مرا خوار گردانيد ،
اينطور نيست كه گمان كرده بلكه ( بخل ورزيده ) و گرامى نميداريد يتيم را ،
و رغبت نميكنيد بر طعام دادن فقير ،
و ميخوريد تمام مال ميراث را ( بناحق )
و بسيار فريفته مال و دوست داريد جمع آورى نمائيد مال را
چنين نيست كه گمان كردهايد وقتى كه زمين مندك گردد و متفرق شود ،
آن گاه امر خدا و