تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
مىدهد و دل و روح و روان آدمى را زنده و مسرور و نورانى مىگرداند كه با تزكيه نفس توأم گردد دلى كه آلوده بكثافات اخلاقى و خود پسندى و گرفتار هزار گونه آرزو و آمال دنيوى گرديده كجا ديگر در آن محل باقى ماند كه از قبل ذكر و دعا و نماز نور معرفت و محبّت الهى در آن طلوع نمايد و جدولهاى دل را روشن گرداند و محل تلألؤ انوار فيض احدى گردد هرگز ممكن نيست چنين دلى با خزف يكسان است
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا ، وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
در مقام سرزنش و ملامت كسانى است كه دنيا را بر آخرت ترجيح ميدهند و بدلالت آيه بالا
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى
كسانى ترجيح مىدهند دنيا را بر آخرت كه تزكيه نفس ننموده‌اند اشاره به اينكه كسى كه قلب و دل وى آلوده بمحبت دنيا گرديد و حبّ دنيا در اعماق دل او فرو رفت علامتش اين است كه دنيا و نفس پرستى شعار وى مىگردد و آنچه در آن حظّ نفس باشد و لو بروحيه و مقام نفس لاهوتيّه وى مضرّ باشد روح لاهوتى خود را بطبيعت و نفس حيوانى مىفروشد و هيچ ملتفت نيست كه چگونه در مقام خسران خود كوشش مىنمايد لكن اگر تزكيه نفس مىنمود و دل و روح و روان خود را از آلودگى طبيعت قدرى مصفّى و طاهر مىگردانيد ميدانست كه آخرت بهتر از دنياست آرى دنيا ( من حيث هى ) قطع نظر از اينكه مقدّمه باشد براى آخرت و سعادت جاودانى هيچ خيرى در آن نيست به اين اعتبار دنيا فانى و آخرت باقى است و فانى را هيچ طرف مقايسه نيست با باقى اگر خيرى در دنيا تصور شود در جايى است كه مقدّمه باشد براى رسيدن بحيات جاودانى اخروى و عيش هميشگى و رسيدن بفيوضات رحمانى و گر نه خواستن دنيا براى حيات دنيوى و تعيشات مادّى هيچ خيرى در وى نيست اين است كه بزرگان و دانشمندان دنيا را جيفه گنديده بشمار آورده‌اند

( در اينجا نكته‌اى به نظر ميرسد و ممكن است سؤالى پيش آيد )

قوله تعالى
وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
چون ( ابقى ) را به صيغه افعل التفضيل آورده روى قاعده عربيّت بايست در حيات دنيا كه عبارت از ايّام و ساعات عمر انسانى
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 110 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )