رعايت شده است ؛ مثلا نام مروىعنهها در موارد بسيارى اينگونه ديده مىشود : ابن محبوب ، حسن بن محبوب ، و حسن بن محبوب صراد ، درحالىكه هرسه عنوان ، نام يك نفر است ، اما بهدليل تقيد و التزام به نقل دقيق نام موجود در روايات و مصادر اصلى ، بهصورت متعدد گزارش شدهاند . « 1 » در بخش نام راويان نيز دقيقا به همين شكل عمل شده است . بنابراين تعداد نامهاى موجود در مروىعنهها در راويها گوياى تعداد واقعى اشخاص مروىعنه يا اشخاص راوى نيست .
ج ) آدرس روايات هريك از مروىعنهها و راويان در كتاب مشخص شده است . اين آدرسها در مواردى كه تعداد روايت كم بوده ، در متن كتاب و در شرح حال فرد موردنظر آمده است و در مواردى كه آدرس روايات زياد بوده است در بخش « تفصيل طبقات الرواة » بهصورت بخش مجزايى در انتهاى هر جلد كتاب است .
د ) در موارد بسيارى آمارى از روايات يك راوى يا توسط يك راوى ارائه شده است كه اين آمارها در تعيين طبقهء راوى كمك بسيارى مىنمايد ، ولى تنها براساس تعداد روايات در كتب اربعه و شكل خاص تعبير و عنوان نام راوى يا مروىعنه است . ازاينرو استفاده از اين آمارها دقت خاصى مىطلبد .
4 . خصوصيات ارجاعات . چنانكه در خصوصيات عناوين نيز گذشت ، گاه عناوين مختلفى براى يك راوى در كتاب معجم رجال الحديث ذكر شده كه آشنايى با تمامى اطلاعات درباره يك راوى به مطالعهء تمامى آن عناوين در كنار يكديگر نياز دارد . بر اين اساس ، براى دستيابى خواننده به اطلاعات جامع دربارهء راوى مورد نظر ، ارتباط بين عناوين با ارجاعات مختلف ايجاد شده است :
1 . در صورتى كه عناوين ارجاعى از نظر نظم الفبايى بهگونهاى باشد كه پشت سر هم قرار گيرد ، در پايان شرححال هريك از ايشان ، مؤلف با عبارت : « اقول هذا متحد مع من بعده » يا « أقول : هذا مغاير مع بعده » حكم به وحدت يا تغاير مىدهد
هامش
( 1 ) . براى نمونه رجوع كنيد به : عبد اللّه بن ميمون بن الاسود ، ج 11 ، ص 381 و عبد اللّه بن جبله ، ج 11 ، ص 141 .