را در ترجمه شخص مورد نظر نقل كرده و سپس به تجزيه و تحليل عبارات ايشان - در صورت لزوم - پرداخته است .
از جمله درباره تعارض روايات كشى در مدح و ذم راويان و تعارض كلمات رجاليون به تفصيل بحث كرده است . همچنين بررسى توثيقات عام مرتبط با صاحب شرححال آمده است و نيز استفاده از قراين و شواهد در توثيق و تضعيف ، در ترجمه راويان انجام شده است .
نكتهء قابل توجه آنكه ، با وجود توثيق متقدمان و آراء منابع اصلى اوليه ، توثيقات متأخرين نقل نشده است . مؤلف خود توثيقات متأخران را معتبر و قابل اعتماد نمىداند ، اما از آنجا كه برخى اينگونه توثيقات را مىپذيرد ، وى نيز به سبب جامعيت كتابش به ذكر آنها پرداخته است . ازاينرو توثيق علامه محمد باقر مجلسى در الوجيزه و پدرش در روضة المتقين و شيخ حر عاملى در أمل الآمل و غير ايشان ، در مواردى نقل شده است .
در ضمن شرححال افرادى كه شيخ صدوق يا شيخ طوسى به آنها طريق ( سند به كتاب يا روايات آنها ) دارند به بررسى طريق شيخ صدوق و طوسى به آنها توجه داشته است . در واقع نقد و بررسى اين بخش از سند بايد در كنار بررسى بخش موجود از سند در متن كتاب شيخ صدوق و شيخ طوسى قرار گيرد تا در نتيجهء مجموع آنها سند حديث موردنظر محكوم به صحت يا ضعف شود . بنابراين صحت سند روايت موجود در متن كتاب من لا يحضره الفقيه يا تهذيب الأحكام يا استبصار به تنهايى در حكم به صحت روايت كافى نيست ، بلكه بايد صحت طريق صدوق يا شيخ طوسى به ابتداى سند موجود در متن كتاب نيز احراز شود ، تا به صحت روايات حكم شود ؛ براى مثال ، شيخ صدوق از محمد بن مسلم و بريد بن معاويه از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام در نماز آيات حديث نقل كرده ( من لا يحضره الفقيه ، ج 17 ، ص 1530 ) و برخى اين حديث را صحيح دانستهاند و اين به دليل جلالت و بلندى رتبهء اين دو راوى بزرگ است . درحالىكه طريق و سند شيخ صدوق به بريد مجهول ؛ و طريق وى به محمد بن مسلم ضعيف است . بنابراين ، روايت
آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: محمد كاظم رحمان ستايش
ص٢٤٢