تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
اين گام اوليه در جامع‌نويسى در رجال شيعه چند قرن پيگيرى نشد . تا آنكه از قرن دهم هجرى به بعد ، به‌صورت جدى اين روش شكل گرفت و متداول شد . هدف اصلى از انتخاب اين شيوه نگارش را مىتوان در دو مطلب بيان كرد : اول : ساده‌سازى مراجعه به منابع رجالى و دستيابى به اطلاعات اين منابع ، كه بر اين اساس ديگر مراجعه‌كننده به معلومات خاصى درباره راوى پيش از مراجعه به منبع مورد نظرش نياز ندارد ، زيرا مثلا كسى كه بخواهد نام يك راوى را در كتب طبقات همچون رجال طوسى بيابد بايد بداند كه آن راوى در ضمن اصحاب كدام امام است يا اگر بخواهد نام او را در كتب نوشته شده براساس جرح و تعديل مثل خلاصة الأقوال علامه حلى بجويد ، بايد بداند كه راوى مورد نظرش آيا جرح دارد يا تعديل و سپس بر اين اساس به جستجوى آن نام بپردازد . يا آنكه همه كتابهاى فوق را بدون هيچ‌گونه اطلاعات سابق تتبع كند تا به نام راوى مورد نظرش دست يابد . اين مسئله در همه اصول اوليه و ثانويهء رجالى جارى است . اما در جامع رجالى ، تنها ملاك تنظيم اطلاعات كتاب ، الفباى نام راوى و نظام خاص قرار گرفتن نام وى به لحاظ حرف اول و دوم و . . . و نام پدر يا جد و نسب وى است . دوم : جمع‌آورى اطلاعات رجالى درباره يك راوى در يك جا ؛ چه‌آنكه عالمان رجالى براساس ميزان اطلاعاتى كه به دستشان رسيده و شيوه نگارش كتابشان اقتضا داشته ، كتب اصول اوليه و ثانويه را نگاشته‌اند . هيچ‌يك از آنان ادعاى ارائه اطلاعات جامع درباره يك راوى ندارد . همچنين اختلاف نظرها هم ، در بين اين عالمان رجالى كم نيست . قطعا مراجعه‌كننده به اين منابع رجالى پيش از قضاوت درباره راوى مورد نظرش ، بايد همه اطلاعات رجالى درباره آن راوى را مطالعه كند . اين امر با اختلاف شيوه‌هاى تدوين اصول اوليه و ثانويه و پراكنده بودن اطلاعات بسيار سخت و پرزحمت است . اما در جامع رجالى ، نويسنده مىكوشد همه اطلاعات منابع گذشته را كنار هم گرد آورد و مراجعه‌كننده به كتاب به‌صورت يك جا به همه آنها دست يابد . همچنان كه گاه در يك منبع رجالى ، نام يك راوى به‌صورت تكرارى در موارد مختلف آمده و اطلاعات گوناگونى هم در برابر هر نام ارائه شده و يا