كتاب من لا يحضره الفقيه و شيخ طوسى در تهذيب الاحكام و استبصار اختصاص يافته است . ابن داود در اين بخش اسناد را بهصورت صحيح و موثق و ضعيف دستهبندى كرده و به ترتيب ، هر نوع را ذكر كرده است .
پس از تنبيهات نيز باب كنيه ضعفا قرار دارد و در آن 35 نفر را كه فقط با كنيه شناخته شدهاند و ضعيف هستند نام برده است .
با مقايسه بين فوايد رجالى اين كتاب كه ما به اجمال به آنها اشاره كرديم و كتب پيش از وى روشن مىشود كه فوايد رجالى بدينگونه ، از ابتكارات ابن داود است و بسيارى از آنها در خلاصة الاقوال و كتب پيش از وى وجود ندارد . هرچند كه اغلب اين فوايد دستهبندى كلمات بزرگانى چون نجاشى و كشى و شيخ طوسى و ابن غضائرى است .
4 . خصوصيات محتوايى . بارزترين خصوصيت محتوايى اين كتاب گنجانده شدن راويان براساس حال رجالى آنها در دو بخش است .
ابن داود بخش اول كتاب را به رواتى اختصاص داده كه كمترين مدحى درباره آنها وجود دارد اگرچه ذم بسيار نيز دربارهء آنها در دست باشد و نهايتا به خبر آنها عمل نشود و بخش دوم كتاب را به رواتى اختصاص داده كه كمترين ذمى درباره آنها رسيده است ، اگرچه مدح بسيار داشته باشند و نهايتا به خبر آنها عمل شود . از اينرو از بريد بن معاويه عجلى كه در شمار اصحاب اجماع قرار دارد در بخش دوم كتاب نام برده شده است همچنين نام هشام بن حكم و عدهء ديگرى از موثقين علاوه بر بخش اول در بخش دوم كتاب نيز ديده مىشود .
نكته قابل توجه ديگر در اين كتاب اشاره به منابع استفادهشده در نگارش آن ، با استفاده از رموز است . ابن داود در بيان نام منابع اولا ، مقيد است مستند و منبع هر سخن را بيان كند تا آنجا كه اگر مطلبى بدون مستند در كتاب وجود داشته باشد احتمال افتادگى نام منبع آن سخن از كتاب بسيار زياد است . ثانيا ، ابن داود براى بيان منبع استفادهشده از رموز اختصارى بهره مىگيرد . به اين ترتيب هر تعبيرى كه در اين كتاب بهكار رفته است با يك رمز ، به منبع نقل قول مستند شده است .
آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: محمد كاظم رحمان ستايش
ص١٦٦