تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
آيا فهميدى عمران ؟ عمران گفت : بله . سپس امام عليه السلام فرمود : بدان كه معناى علم و مشيت و اراده يكى است ، يك امر با سه نام ، نخستين علم و اراده و مشيت خدا حروفند ، حروفى كه اصل همهء موجودات و حلال هر مشكلند ، در مرحلهء علم او ، براى اين حروف هيچ معناى مشخصى جز خود آنها نبود و از هيچ واقعيت عينى جز خودشان حكايت نداشتند ، وجود آنها همان علم بود ، البته هستى خدا بر همين علم هم مقدم بود ، چون نه هيچ چيز پيش از خدا بوده و نه هيچ چيز با او ، مرتبهء تحقق خود علم هم ، پيش از مرحله‌ى تحقق اين حروف بوده ، يعنى حروف در پرتو علم تحقق يافته‌اند ، علم در مرتبه‌اى بود كه هنوز هيچ معلومى در كار نبود ، علم خدا هم غير از ذات او است ( يعنى علم به اسماء و صفات يا علم فعلى يعنى علمى كه عبارت است از همان تحقق عينى معلوم در عالم خارج ) همان‌طور كه كار هر چيز غير از خود او است ، حد هر چيز امرى است غير از خود محدود و صفت هر چيز ، امرى است غير از خود موصوف ، زيرا حروف تا از هم جدا هستند همان حروفند و بس و بر هيچ چيز جز خود دلالت ندارند ، وقتى آنها را با هم تركيب كنى ، و از آنها چند حرف به هم بپيوندى ، آن وقت است كه به صورت اسم يا صفت بر چيز ديگرى جز خود دلالت خواهند داشت . بدان كه امكان ندارد صفتى باشد بىموصوف ، يا اسمى بىمسما ، يا حدى بىمحدود ، اما اسماء و صفات خدا همه بر كمالى و جهتى از جهات هستى او دلالت دارند ، نه اينكه او را به صورت كامل در برگيرند ، نظير يك مربع يا دايره يا مثلث كه يك سطح را به صورت كامل در بر دارد . خدا را با اسما و صفات مىتوان تا حدودى شناخت اما نمى توان او را در هيچ اسم يا صفتى محدود كرد ،