تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
پس هنگامى كه روز قيامت فرامىرسد اين رحمت را به آن نود و نه رحمت مىافزايد و با ( همگى ) آن ، بر امّت محمّد رحم مىآورد و سپس آنها شفيع كسانى از اهل اين دين قرار مىدهند كه دوست دارند شفاعتشان كنند ، تا آنجا كه كسى نزد مؤمنى از شيعيان مىآيد و مىگويد : مرا شفاعت كن . او مىگويد : مگر چه حقّى براى تو به گردن من است ؟ ! وى مىگويد : روزى به تو آب دادم . آن گاه او به ياد مىآورد و او را شفاعت مىكند شفاعتش نيز پذيرفته مىشود . و فرد ديگرى مىآيد و مىگويد : همانا من به گردن تو حقّى دارم ؛ پس مرا شفاعت كن . او مىگويد : روزى زمانى را در يك روز سوزان در سايه‌ى ديوار من پناه‌گرفتى . پس او شفاعتش مىكند و شفاعت پذيرفته مىشود و او پيوسته شفاعت مىكند تا آنجا كه شفاعتش درباره‌ى همسايگانش و نزديكان و آشنايان او پذيرفته مىشود . زيرا مؤمن بر خداوند بزرگوارتر از آن است كه گمان مىكنند و امّا درباره‌ى سخن خداوند معتال كه فرموده : « مالك يوم الدّين » فرمود : يعنى : بر برپا داشتن روز قيامت تواناست و آن ، روز محاسبه است ؛ او بر جلو انداختن از وقتش و تاخير انداختن به پس از وقتش تواناست و نيز او در روز قيامت مالك است ؛ بنابراين او به حقّ داورى مىكند و در آن روز كسى كه ستم كرده ، صاحب حق و قضاوت نيست ؛ همان‌طورى كه در دنيا كسانى كه ستم مىكنند ، مالك احكامند و فرمود : آن ، روز محاسبه است ؛ شنيدم كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود : آيا نمىخواهيد كه شما از زيرك‌ترين زيركان و احمق‌ترين احمقان باخبر كنم .