تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
او چنين كرد ، اوريا كشته شد ، داود زن او را تزويج كرد . راوى مىگويد كه : وقتى حضرت رضا عليه السلام اين مطلب را شنيد ، دست خود را بر پيشانى مبارك زد و فرمود : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ به پيامبرى از پيامبران نسبت داديد كه بىاعتنائى كرد به نماز ، هنگامى كه در عقب مرغ بيرون رفت ، پس از آن او را به عمل زشت و پس از آن به قتل نسبت داديد ! عرض كرد : يا ابن رسول اللَّه پس چه چيز بود خطاى داود . حضرت فرمود : واى بر تو ، گمان كرد كه حق‌تعالى كسى را داناتر از او نيافريده‌است ، حق‌تعالى دو فرشته مبعوث نمود پس بالا رفتند در خانه‌اى كه محل عبادت او بود و گفتند كه ما خصم يك ديگريم ، بعضى از ما بر برخى ديگر ستم كرده است ، پس حكم كن در ميان ما به راستى و درستى و در حكم كردن بر ما ستم مكن و از حق دور مشو و ما را به راه ميانه كه طريق عدل است راهنمائى كن و ديگرى گفت : اى داود به درستى كه اين مرد ، در دين و يا در صداقت و الفت و يا در خلقت برادر من است و او را نود و نه ميش و مرا يك ميش است و به من گفته است كه مرا كفيل گردان تا براى خود كفايت كنم آن ميش را ، با ساير اموال خود يعنى آن ميش را نصيب من گردان و تمليك من كن تا در تحت تصرف من باشد و غلبه كرده به من در اين مخاطبه و مجادله و نگذاشته كه من در آن تعلل كنم و سخنى بگويم . داود عليه السلام تعجيل نموده و به مدعى عليه گفت كه : ستم كرده است بر تو برادر تو به خواستن ميش تو و اضافه كردن آن رابه ميش هاى خود ، پس داود از مدعى شاهد بر اين مطلب نخواست و پس از آن رو نكرد بمدعى عليه كه به او بگويد تو چه ميگوئى ، اين است خطاى داود در تعجيل كردن به حكم ، نه چيزى را كه شما مىگوئيد ، آيا نشنيده‌اى قول حق‌تعالى را كه به داود مىفرمايد :