گفت : آن ، جاى محرابهاى پيامبران است و آن را « حظيرة المحاريب » ( جايگاه محرابها ) مىگفتند تا آن كه زمانِ فاصله ميان حضرت محمد صلى الله عليه و آله و عيسى عليه السلام رسيد و بلا به مشركان نزديك شد و كيفر و سختى به خانههاى شياطين درآمد و آنها ، آن نامها را دگرگون و جا به جا كردند و همين است معناى گفتار خداى تبارك و تعالى كه فرمود : « اين نامهايى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشتهايد و خدا دليل و حجّتى بر آن نازل نكرده است » ؛ چرا كه بطن آيه درباره آل محمّد عليهم السلام و ظاهر آن ، همان مَثَلى است .
گفتم : من از شهرى دور ، نزد تو آمدهام ، درياها را پيمودهام و با غم و اندوه و ترسها رو به رو گشتهام و در صبح و شام از همه چيز نوميد شده و تنها براى رسيدن به اين حاجت ، اميدوار بودهام .
گفت : به نظر من زمانى كه مادرت به تو باردار گشته ، فرشتهاى بزرگوار نزدش حاضر شده و مىدانم كه پدرت آن گاه خواسته با مادرت نزديكى كند ، غسل نموده و با پاكى نزد او رفته است و پندارم اين است كه سِفر چهارم تورات را هنگام شب زنده دارى خود مطالعه كرده و عاقبت به خير گشته است ؛
از راهى كه آمدهاى بازگرد و برو تا به مدينه حضرت محمد صلى الله عليه و آله كه آن را « طيبه » گويند برسى . نام آن شهر در دوران جاهلى « يثرب » بود . سپس متوجه موضعى شو كه « بقيع » نام دارد ، آن گاه نشانى خانهاى را كه به « دار مروان » معروف است ، بگير و در آن جا منزل كن و سه روز بمان .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٧٣