تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
آن‌گاه فرمود : اى ابا خالد ! كفش‌ها و نعلين‌هاى غلامان را اصلاح كن تا ما در فلان ماه و فلان روز برمىگرديم . ابا خالد مىگويد : آن تاريخ را يادداشت كردم ، همان روز سوار الاغم شدم و رفتم سر راه نزديك ميلى كه راهنماى مسافر است ، فرود آمدم ، ناگاه ديدم سوارى مىآيد ، به جانب او رفتم ، صدايش بلند شد : ابا خالد ! عرض كردم : بلى ، فدايت گردم . فرمود : ديدى به وعده‌اى كه به تو داديم وفا كرديم ؟ آن گاه فرمود : ابا خالد ! آن دو خيمه‌اى كه داشتى و ما آن جا فرود مىآمديم چه شد ؟ گفتم : فدايت گردم ، براى پذيرايى شما آماده كرده‌ام . در خدمت آن حضرت رفتم ، وارد آن دو خيمه شديم ، فرمود : كفش‌ها و نعلين‌هاى غلامان چه شد ؟ گفتم : آن‌ها را اصلاح كردم و خدمت آن حضرت آوردم . فرمود : اى ابا خالد ! هر حاجتى دارى از من بخواه ! عرض كردم : قربانت گردم ، به شما از وضع خودم خبر مىدهم ، من زيدى مذهب بودم تا آن روز كه شما اين جا تشريف آورديد و هيزم خواستيد و فرموديد : فلان روز برمىگردم ، فهميدم كه شما همان امامى هستيد كه خدا اطاعت شما را لازم كرده است . فرمود : اى ابا خالد ! هر كس بميرد در حالى كه امام زمان خويش را نشناسد به مردگان دوران جاهلى مرده است و با اعمال و وظايفى كه در اسلام انجام داده بازخواست و محاسبه خواهد شد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 249 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى