و به اين اندازه نيز راضى نشدند ؛ بلكه آن مال را بر دوش او گذاردند كه به خانهشان نيز ببرد ، و چون آن را به چنگ آوردند انفاق آن را خود به عهده گرفتند ، آيا با اين كارشان به حدّ كفر رسيدهاند ؟
به جان خودم سوگند ! آن دو نفر پيش از آن منافق بودند و كلام خداى متعال را رد كردند و رسول خدا صلى الله عليه و آله را به مسخره گرفتند ، آن دو كافرند كه لعنت خدا و فرشتگان و همهء مردم بر آنها باد .
به خدا سوگند ! در دل هيچ يك از آن دو از آن روزى كه از حال بتپرستى خود بيرون آمدند ، ذرّهاى ايمان داخل نگشت و جز شك و ترديد چيزى بر آنها نيفزود . هر دو تن ، فريبكار ، با ترديد و منافق بودند تا آن گاه كه فرشتگان عذاب آنها را به جايگاه رسوايى در خانهء ابدى بردند .
در باره مردمى پرسيده بودى كه در آن واقعه حاضر بودند كه مال آن مرد را غصب كردند و بر گردنش نهادند ؛ برخى از مردم عارف و آشنا به اين جريان بودند و برخى منكر ؟
پس آنان همان مرتدان نخست از اين امت هستند كه لعنت خدا ، فرشتگان و همهء مردم بر آنها باد .
و از اندازه علم و دانش ما پرسيده بودى ؟
علم و دانش ما بر سه گونه است : علم در بارهء امور گذشته ، علم در بارهء امور آينده ، علم در بارهء امورى كه تازه پديد آيد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٩٧