فَقالَ : يَا بْنَ سَعيدٍ ؛ لَوْلا أَنَّكَ أَهْلٌ لِلْجَوابِ ما أَجَبْتُكَ ، فَنُونٌ ؛ مَلَكٌ يُؤَدي إِلَى الْقَلَمِ وَهُوَ مَلَكٌ ، وَالْقَلَمُ يُؤَدي إِلَى اللَّوْحِ وَهُوَ مَلَكٌ ، وَاللَّوْحُ يُؤَدّي إِلى جَبْرَئيل ، وَجَبْرَئيلُ يُؤَدّي إِلَى الْأَنْبِياءِ وَالرُّسُلِ .
قالَ : ثُمَّ قالَ لي : قُمْ يا سُفْيانُ ؛ فَلا آمَنُ عَلَيْكَ . « 1 »
سفيان ثورى گويد : از امام صادق - عليه السلام - از معنى « ن » سؤال نمودم .
حضرت فرمود : آن نهرى است در بهشت كه خداوند عزوجل به آن فرمود : جامد شو ، پس او جامد گرديد و مداد شد .
سپس خداى عزوجل به قلم فرمود : بنويس ، قلم در لوح محفوظ نوشت آنچه واقع شد و آنچه تا روز قيامت واقع مىشود .
پس مداد ؛ مدادى است از نور ، و قلم ؛ قلمى است از نور ، و لوح ؛ لوحى است از نور .
سفيان گويد : به حضرت صادق - عليه السلام - عرض كردم : اى فرزند پيامبر ؛ براى ما امر لوح و قلم و مداد را به بيانى كامل ؛ بيان كن ، و مرا از علمى كه به تو تعليم نمود تعليم نما .
حضرت فرمود : اى پسر سعيد ؛ اگر نه اينكه تو اهل پاسخ و جواب بودى هرگز به تو پاسخ نمىدادم .
نون فرشتهاى است كه به قلم منتقل مىكند ، و قلم به لوح منتقل مىنمايد ، و آن فرشتهاى است ، و لوح به جبرئيل ، و جبرئيل به انبياء و فرستادگان الهى منتقل مىكنند .
راوى گويد : سپس حضرت فرمود : اى سفيان ؛ برخيز ، زيرا من مطمئن نيستم كه آسيبى به تو نرسد .
3 - عَنْ عَبْدِالرَّحيمِ الْقَصيرِ عَنْ أَبي عَبْدِ اللَّهِ - عليه السلام - قالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ
ن
هامش
( 1 ) - معانى الاخبار : ص 23 ، بحار الأنوار : ج 54 ص 368 ح 5 .