وآله وسلّم - لَحِماً يُحِبُّ اللَّحْمَ ، وَقَدْ جاءَتْ امْرأَةٌ إِلى رَسُولِ اللَّهِ - صلّىاللَّه عليه وآله وسلّم - تَسْأَلُهُ عَنْ شَيْءٍ وَعائِشَةٌ عِنْدَهُ ، فَلَمَّا انْصَرَفَتْ وَكانَتْ قَصيرَةً ، قالَتْ عائِشَةُ بِيَدِها تَحْكي قصرَها .
فَقالَ لَها رَسُولُ اللَّهِ - صلّىاللَّه عليه وآله وسلّم - : تَخَلَّلي !
قالَتْ : يا رَسُولَ اللَّهِ ؛ وَهَلْ أَكَلْتُ شَيْئاً ؟
قالَ - صلّىاللَّه عليه وآله وسلّم - : تَخَلَّلي ، فَفَعَلَتْ فَأَلَقَتْ مُضْغَةً مِنْ فيها . « 1 »
2 - اديم بيّاع هروى گويد : به امام صادق - عليه السلام - عرض كردم : حديثى از رسول خدا - صلّىاللَّه عليه وآله وسلّم - به ما رسيده كه حضرتش مىفرمود : « خداوند خانهء گوشتى را مبغوض مىدارد » ( و ما تصور مىكنيم كه مراد پيامبر - صلّىاللَّه عليه وآله وسلّم - خانهاى است كه در آن گوشت مداوم مىخورند آيا اين چنين است ) ؟
حضرت صادق - عليه السلام - فرمود : مراد رسول خدا - صلّىاللَّه عليه وآله وسلّم - خانهاى است كه در آن گوشت انسانها ( با غيبت ) خورده مىشود ، در حالى كه خود رسول خدا - صلّىاللَّه عليه وآله وسلّم - گوشت را دوست مىداشت .
و ( اصل داستان اين است كه ) زنى آمد نزد رسول خدا - صلّىاللَّه عليه وآله وسلّم - براى اينكه از حضرتش سؤالى كند در حالى كه عايشه آنجا بود .
هنگامى كه سؤالش تمام شد و رفت ، و چون كوتاه قد بود عايشه با دستش چنان اشاره كرد كه كوتاهى قد او را حكايت مىكند .
حضرت رسول - صلّىاللَّه عليه وآله وسلّم - فرمود : دندانهايت را خلال كن ، عايشه گفت : يا رسول اللّه ؛ ما چيزى كه نخورديم .
حضرت فرمود : خلال كن .
عايشه دستور پيامبر را انجام داد ، ناگهان تكه گوشتى از دهانش افتاد ( و اين تفسير خوردن گوشت مردم است با غيبت كردن آنها ) .
هامش
( 1 ) - المحاسن : 461 ، بحار الأنوار : ج 63 ص 61 ح 20 .