فَكَتَبَ إلَيْهِمُ النَّبِيُ - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - : إِنّي لَسْتُ آخذُ الْجِزْيَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ .
فَكَتَبُوا إِلَيْهِ - يُريدُونَ بِذلِكَ تَكْذيبَهُ - : زَعَمْتَ أَنَّكَ لا تَأْخُذُ الْجِزْيَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ ، ثُمَّ أَخَذْتَ الْجِزْيَةَ مِنْ مَجُوسِ « هَجَرٍ » .
فَكَتَبَ إِلَيْهِمْ النَّبِيٌ - عليه السّلام - : إِنَّ الْمَجُوسَ كانَ لَهُمْ نَبِيٌّ فَقَتَلُوهُ وَكِتابٌ أَحْرَقُوهُ . . . أَتاهُم نَبِيُّهُمْ بِكِتابِهِمْ « 1 » .
آيا مجوس پيامبر داشتند ؟
يكى از اصحاب ما گويد : از امام صادق - عليه السلام - در بارهء مجوس سؤال شد : آيا پيامبر داشتند يا نه ؟
حضرت فرمود : آرى ، مگر داستان نامهء رسول اكرم - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - به اهل مكّه را نشنيدى كه براى آنها نوشت : اسلام بياوريد و اگر نه با شما مىجنگم ، آنها براى پيامبر - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - نوشتند : از ما جزيه بگير ، و ما را بگذار به عبادت بتها ادامه دهيم .
پيامر اكرم - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - در پاسخ آنها نوشتند : من جزيه نگرفتم مگر از اهل كتاب .
آنان در حالى كه قصد داشتند او را تكذيب كنند براى او نوشتند : شما مدّعى شدى كه جزيه از غير اهل كتاب نمىگيرى ، در حالى كه از مجوس منطقه « هجر » ( كه يكى از قصبههاى بحرين است ) جزيه گرفتى .
پيامبر در جواب آنها نوشتند كه : براى مجوس پيامبرى بود كه او را كشتند ، و كتابى داشتند كه آن را سوزانيدند كه پيامبرشان كتابشان را برايشان آورد .
2 - قالَ الزِّنْديقُ : فَأَخْبِرْني عَنِ الْمَجُوسِ أَبَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِمْ نَبِيّاً ؟ فَإِنّي أَجِدُ لَهُمْ
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 14 ص 463 ح 28 .