آن زن گفت : بلى .
حضرت عيسى فرمود : فردا كه شد مىآيم تا او را برايت با اجازه و اذن خدا زنده كنم .
فردا كه شد ، حضرت آمد ، و به آن زن فرمود : برويم نزد قبر پسرت ، سپس هر دو رفتند ، تا به قبر آن مرد رسيدند آنگاه حضرت ايستاد و دعا فرمود و زنده شدن او را از خداوند خواست . قبر شكافته شد ، و فرزند آن زن زنده شد .
هنگامى كه چشم آن زن به پسرش افتاد ، و آن پسر مادرش را ديد گريه كردند و همديگر را در آغوش گرفتند ، حضرت عيسى را از اين منظرهء عاطفى رقّتى گرفت ، لذا به او گفت : آيا دوست دارى با مادرت در دنيا بمانى ؟
گفت : اى پيامبر خدا ؛ آيا با رزق و روزى و خورد و خوراك و تا مدّتى از زمان ، يا بدون روزى و بدون خورد و خوراك و بدون مدّت ؟
حضرت عيسى فرمودند : بلكه با روزى و خورد و خوراك و بيست سال عمر مىكنى ، و ازدواج مىكنى ، و اولاد دار هم مىشوى .
گفت : اگر اينطور است بسيار خوب .
حضرت صادق - عليه السّلام - فرمود : حضرت عيسى او را به مادرش داد ، بيست سال عمر كرد ، و همسر گرفت و داراى فرزند شد .
هَلْ كانَ لِلْمَجُوسِ نَبيٌ ؟
1 - عَنْ بَعضِ أَصْحابِنا قالَ : سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللَّه - عليه السّلام - عَنِ الْمَجُوسِ أَكانَ لَهُمْ نَبِيٌ ؟
فَقالَ : نَعَمْ ، أَما بَلَغَكَ كِتابُ رَسُولِ اللَّهِ إِلى أَهْلِ مَكَّةَ : أَنْ أَسْلِمُوا وَإِلَّا نابَذْتُكُمْ بِحَرْبٍ .
فَكَتَبُوا إِلَى النَّبِيّ - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - : أَنْ خُذْ مِنَّا الْجِزْيَةَ وَ دَعْنا عَلى عِبادَةِ الْأَوْثانِ .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٠٤