تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
بخاتمه « 1 » . بكر بن صالح گويد : عبداللَّه بن مبارك خدمت امام باقر عليه السلام شرفياب شده عرض كرد : از پدران گرام شما عليهم السلام روايت شده كه : « هر فتح و پيروزى كه نصيب مسلمانان شود ولى در حكومت خلفاى جور باشد غنايم مربوط به امام است » ( آيا اين روايت صحيح است ؟ ) فرمود : صحيح است . عرض كرد : فدايت شوم ؛ مرا از يك چنين فتحى آورده‌اند ، بالاخره از دست آن كسى كه مالك من بود به وسيله‌اى نجات يافتم ، اينك بنده و بردهء شمايم . امام عليه السلام فرمود : قبول كردم . موقعى كه خواست به مكّه برود گفت : من از وقتى كه به حج رفته‌ام بعد ازدواج كردم و راه گذران من از لطف و عنايتى بود كه دوستان مىكردند چون راه ديگرى براى اداره زندگى نداشتم ، بفرمائيد بايد چه كنم ؟ فرمود : برگرد به شهر و وطن خود ! حج و ازدواج و كسبى كه كرده‌اى برايت حلال است . عبداللَّه پس از شش سال بار ديگر خدمت امام عليه السلام آمد و همان بندگى و بردگى سابق را يادآورى نمود . امام عليه السلام فرمود : تو آزادى در راه خدا . عرض كرد : خواهش مىكنم يك يادداشت راجع به اين مطلب به من بدهيد . حضرت نامه‌اى چنين نوشت : بسم اللَّه الرحمن الرحيم اين نامهء محمّد بن على هاشمى علوى براى عبداللَّه بن مبارك است ، من تو را در راه خدا و روز رستاخيز آزاد كردم ، كسى جز خدا پروردگار تو نيست و هيچ‌كس نمىتواند ادّعاى مالكيت تو را بنمايد ، تو آزاد شدهء من و خاندانم پس از من هستى . محرّم سال صد و سيزده ، محمد بن على . امام باقر عليه السلام آن را با دست خط خود نوشته و بر آن مهر مباركش را زدند .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : ج 46 ص 339 ح 28 ، عن المناقب لابن شهراشوب : ج 3 ص 338 .