خدا صلى الله عليه و آله و سلم .
عبداللَّه گفت : مايلى زنان خويشاوندت چنين كارى را بكنند ؟ !
امام عليه السلام فرمود : احمق ! گفت وگو از حكم خدا ربطى به نام بردن زنان خويشاوند من ندارد ، آن كسى كه اين كار را در قرآن براى بندگان خود اجازه داده از تو و كسى كه بىجهت از آن جلوگيرى كرده غيرتش بيشتر است .
حالا بگو ببينم : مايلى يكى از بستگان نزديكت با مردى از بافندههاى مدينه ازدواج كند ؟
گفت : نه .
فرمود : چرا چيزى كه خدا حلال كرده حرام مىدانى .
گفت : حرام نمىدانم ، امّا بافنده با من همطراز و كفو نيست .
فرمود : اگر مرد مؤمن و شايستهاى باشد و خدا به او حوريه بدهد ، آيا تو از كسى كه خدا او را دوست دارد بيزارى و از ازدواج با كسى كه همطراز و كفو با حوريه هست از روى سركشى و تكبّر خوددارى مىكنى ؟
راوى گويد : عبداللَّه خندهاى كرده گفت : سينههاى شما كانون علم و دانش است كه ميوهء آن نصيب شما و برگش براى مردم است .
146 / 146 - عن زيد بن جعفر ، عن محمّد بن الحسين بن هارون ، عن محمّد بن عليّ الحسنيّ ، عن محمّد بن مروان ، عن عامر بن كثير ، عن أبي الجارود ، عن أبيجعفر عليه السلام قال :
قلت له بمكّة أو بمنى : يابن رسول اللَّه ما أكثر الحاجّ ؟
قال : ما أقلّ الحاجّ ، ما يغفر إلّالك ولأصحابك ولا يتقبّل إلّامنك و من أصحابك « 1 » .
ابى الجارود گويد : در مكّه - يا در منى - كه در حضور امام باقر عليه السلام بودم به حضرتش عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ! حاجيان چقدر زياد هستند !
فرمود : حاجيان چقدر كم هستند ؟ خداوند جز تو و ياران تو را نمىآمرزد ، و جز از تو و يارانت نمىپذيرد .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : ج 27 ص 196 ، عن بشارة المصطفى : ص 88 .