عبدالغفار گويد : محضر والاى امام باقر عليه السلام شرفياب شدم ، در محضر حضرتش عدّهاى از يارانش شرف حضور داشتند . در اين ميان ، بحث اسلام مطرح شد ، عرض كردم : اى آقاى من ! كدام اسلام برتر است ؟
حضرت فرمود : كسى كه مؤمنان از زبان و دست او در سلامت باشند .
عرض كردم : كدام اخلاق برتر است ؟
فرمود : شكيبايى ( در امور ) و آقايى ( در رفتار ) .
عرض كردم : كاملترين مؤمنان از نظر ايمان كدامند ؟
فرمود : مؤمنانى كه داراى بهترين اخلاق هستند .
عرض كردم : برترين جهاد كدام است ؟
فرمود : كسى كه اسب خود را پى كند ، و خونش ريخته شود ( يعنى در راه خدا تا شهادت پيش برود ) .
عرض كردم : برترين نماز كدام است ؟
فرمود : نمازى كه داراى قنوتى طولانى باشد .
عرض كردم : برترين صدقه كدام است ؟
فرمود : از آنچه خداى متعال بر تو حرام كرده ، اجتناب كنى .
عرض كردم : اى آقاى من ! به نظر شما وارد شدن به خدمت سلطان چه حكمى دارد ؟
فرمود : اين كار را براى تو صلاح نمىدانم .
عرض كردم : من گاهى اوقات به شام سفر مىكنم و نزد ابراهيم وليد مىروم ( آيا اين كار خوبى است ؟ )
فرمود : اى عبدالغفار ! همانا رفتن تو به نزد سلطان يكى از اين سه چيز را به دنبال دارد :
1 - محبّت دنيا .
2 - فراموشى مرگ .
3 - و كمى رضايت تو از آنچه خداى به تو قسمت فرموده است .
عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ! من مردى عيالوار هستم ، و به جهت
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 500
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٥٠٠