تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
گفت : مگر نمىبينى اينجا ايستاده . گفتم : از كجا دانستى ؟ گفت : چگونه ندانم با اين كه آن حضرت نورى درخشان است . ابو بصير گويد : امام عليه السلام به مردى از اهل افريقا فرمود : راشد چطور است ؟ آن مرد پاسخ داد : خوب است سلام به شما رسانده . امام عليه السلام فرمود : خدا رحمتش كند . عرض كرد : مگر مرد ؟ فرمود : آرى . پرسيد : كى ؟ حضرت پاسخ داد : دو روز پس از حركت تو . گفت : سوگند به خدا ! نه مرضى داشت و نه مبتلا به دردى بود ! فرمود : مگر منحصراً هركس كه مىميرد يا به مرضى دچار مىشود و يا علّتى دارد . من عرض كردم : آن مرد كه بود ؟ فرمود : يكى از دوستان و علاقمندان به ما . سپس فرمود : شما خيال مىكنيد كسى نيست متوجّه شما باشد و سخن شما را بشنود ، بدخيالى كرده‌ايد به خدا قسم ! هيچ‌يك از اعمال شما از ما پنهان نيست ، بدانيد ما هميشه متوجّه شما هستيم ، سعى كنيد خودتان را به كارهاى خوب عادت دهيد تا به همين امتياز شناخته شويد ، من فرزندان خود و شيعيانم را به اين كار سفارش مىكنم . 8 / 8 - روى أبو عتيبة ، قال : كنت عند أبي جعفر عليه السلام فدخل رجل فقال : أنا من أهل الشّام أتولّاكم وأبرأ من عدوّكم ، وأبي كان يتولّى بني اميّة ، وكان له مال كثير ، و لم يكن له ولد غيري وكان مسكنه بالرملة « 1 » ، وكان له جُنينة يتخلّى فيها بنفسه ، فلمّا مات طلبت المال فلم
هامش
( 1 ) الرملة : واحدة الرمل : مدينة بفلسطين ، بينها و بين بيت المقدس 18 ميلًا وهي كورة من فلسطين ( معجم ياقوت ) .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 355 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى