آن گاه به نماز ايستاد ، در اين هنگام ايشان را ديدم كه اعضاى بدنش آرام گرفته و سكون وجودش را فراگرفته بود . من برخاستم و به همان جايى كه آماده اقامه نماز شده بود رفتم ، در حالتى همچون چشمهاى جوشان آب سفيدى مىجوشيد ، آماده نماز شدم و پشت سر ايشان ايستادم . در اين وقت ايشان در محراب همچون مجسمهاى بود ، ديدم آيات وعده و وعيد ( خوف و اميد ) را با گريه زياد و با شوق بسيار تكرار مىكند ، وقتى تاريكى پراكنده شد و به طور كامل همه جا را پوشاند ، در حال ايستاده مىفرمود :
اى كسى كه وقتى گمراهان قصد و اراده او را مىكنند با هدايت و ارشادش رو به رو مىشوند و هنگامى كه افراد ترسان رو به سويش مىكنند او را پناه و ملجاء مىيابند .
وقتى كه عبادت گران به او پناهنده مىشوند او را كريم و بخشنده مىبينند . كى راحتى پيدا مىشود براى آن كس كه وجودش را به غير تو مىسپارد و چه وقت خوشحال مىشود كسى كه نيت غير تو را كرده باشد .
خداوندا ! تاريكى شب پراكنده شده و همه جا را پوشانده و من همواره در خدمت تو هستم و از علاقه به مناجاتت سينهام خسته نمىشود . بر محمد و آل محمد درود بفرست و با من رفتار بهترين فرمانبرانت را بنما ، اى رحم كنندهترين رحم كنندگان !
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٩٥