او تا چهل روز در شكم من بود و با من در ميان تاريكى درياها را مىپيمود تا اين كه فرياد زد : « هيچ خدايى جز تو نيست و تو پاكى و من از ستمكاران مىباشم » و ولايت على بن ابى طالب عليهما السلام و امامان هدايتگر از نسلش را پذيرفتم .
زمانى كه به ولايت شما ايمان آورد خداوند به من فرمان داد تا او را به ساحل دريا پرتاب كنم .
در اين هنگام حضرت امام زين العابدين عليه السلام به نهنگ فرمودند : اى نهنگ ! به جايگاهت بازگرد و آب آرام گرفت .
مرا زير سايه لطفت قرار ده كه گمراهم !
65 . حمّاد پسر حبيب كوفى قطّان مىگويد : در راه مكه بوديم كه طوفان سياهى همه جا را فراگرفت . از اين رو در منطقه زباله از قافله عقب افتادم ، وقتى كه شب فرا رسيد در بيابان بى آب و علفى به درخت بلندى پناه بردم . آن گاه كه تاريكى همه جا را فراگرفته بود جوانى كه عباى سفيدى بر دوشش بود و بوى مشك از آن عبا در هوا پيچيده بود جلو آمد ، تا مىتوانستم سعى كردم خودم را پنهان كنم . ايشان آماده نماز شد و در حال قيام مىگفت :
اى كسى كه قدرتش بر ملكوت هر چيزى احاطه دارد و هر جا قدرت و نيرويى است نيروى او بر آن چيره و حاكم است ، شادى روى آوردن به سوى تو وارد قلبم گرديده و آن را فراگرفته و مرا وارد ميدان اطاعتگرانت كرده است .