خداوندا ! من تو را شاهد مىگيرم كه آن دو نفر مرا آزردند و حق مرا غصب نمودند .
جابر گويد : آن گاه حضرت زهرا عليها السلام از آن دو نفر رو برگرداند و پس از آن ، سخنى با آنان نگفت و آن بانوى بانوان ، پس از پدر بزرگوارش هفتاد و پنج روز در اين دنيا زندگى كرد تا اين كه خداوند او را به پدر بزرگوارش ملحق نمود « 1 » .
علّامهء مجلسى رحمه الله مىگويد : منظور از آن دو مرد ابوبكر و عمر است .
اى سالار بانوان ! چرا گريه مىكنى ؟
4 - عمّار گويد : در آن هنگام كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در آخرين لحظات زندگى خويش به سر مىبرد ، من در محضرش بودم ، آن حضرت صلى الله عليه و آله برادر و جانشين خود امير مؤمنان على عليه السلام را به كنار بستر خويش خواند و مدّت زيادى اسرارى را به آن حضرت بازگو نمود .
آن گاه فرمود :
اى على ! تو وصىّ و وارث منى . به حقيقت ، خداوند دانش و فهم مرا به تو عطا فرموده است ، هنگامى كه من از دنيا رفتم كينه و دشمنىهايى كه در دل اين گروه نسبت به توست آشكار خواهد گشت و حقّ تو را غصب خواهند نمود .
وقتى دختر عزيزش حضرت زهرا عليها السلام اين سخنان را در آن لحظات از پدر بزرگوارش شنيد گريست ، امام حسن و امام حسين عليهما السلام نيز از گريهء مادر ، گريان شدند .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه تحمّل ناراحتى دخترش فاطمه عليها السلام و فرزندانش را نداشت به دخت گرامى خويش رو نمود و فرمود : اى سرور بانوان ! چرا گريه مىكنى ؟
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 36 ص 307 ح 146 .