روزى عرب باديه نشينى از قبيلهء بنى سليم به طرف صحرا رفت ، ناگاه سوسمارى ديد كه از پيش روى او فرار كرد ، آن سوسمار را تعقيب و شكار نمود و در آستين خود جاى داد و به طرف پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد ، وقتى در برابر آن حضرت قرار گرفت ، گفت : اى محمّد ! اى محمّد !
اخلاق رسول خدا صلى الله عليه و آله اين گونه بود كه هرگاه به آن حضرت مىگفتند :
اى محمّد ! آن بزرگوار نيز مىفرمود : اى محمّد !
هرگاه به آن پيامبر رحمت مىگفتند : اى احمد !
مىفرمود : اى احمد !
هرگاه به آن حضرت گفته مىشد : اى ابوالقاسم !
مىفرمود : اى ابوالقاسم !
ولى هر وقت به آن بزرگوار گفته مىشد : اى رسول خدا !
مىفرمود : لبيك و سعديك و صورت مباركش مىدرخشيد .
وقتى آن عرب باديه نشين به آن حضرت گفت : اى محمّد ! اى محمّد !
آن بزرگوار نيز بنا بر اخلاقى كه داشت فرمود : اى محمّد ! اى محمّد !
اعرابى به آن برگزيدهء خدا گفت : تو همان جادوگر و دروغگويى كه آسمان در زير خود و زمين در روى خود دروغگوتر از تو نديده است ! تو همانى هستى كه گمان مىكنى در اين آسمان خدايى دارى و آن خدا تو را بر هر سياه و سفيدى ولات و عزى ( نام دو بت ) مبعوث نموده است ! اگر من اين بيم را نمىداشتم كه قبيلهام مرا عجول و بى صبر مىناميدند با اين شمشيرم ضربتى به تو مىزدم كه تو را هلاك نمايد و بدين جهت بر اوّلين و آخرين سيادت و آقايى مىنمودم ( ! )
در اين هنگام عمر بن خطّاب از جاى برجست تا بر او حمله نمايد ( ! ) ولى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : بنشين ! اى ابا حفص ! زيرا مقام شخص بردبار و صبور به مقام پيامبرى نزديك است .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى حضرت زهرا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٣٥