آنها به يكديگر گفتند : به اين مرد بنگريد ! عجيب است كسى كه داراى اين همه شگفتىها و معجزات است ، ولى در برابر معاويه ، عمرو عاص و يزيد ناتوان است ! ! !
همگى به على عليه السلام نگاه كردند .
خداوند حرفهاى آنان را به گوش على عليه السلام رساند . حضرت رو به آسمان نمود و فرمود : اى فرشتگان ! برويد و معاويه ، عمرو عاص و يزيد را نزد من بياوريد .
ناگاه به آسمان نگاه كردند و يك باره فرشتگان سياه پوشى را ديدند كه هر كدام از آنها را گرفته و مىآورند . فرشتگان آنها را به حضور حضرتش فرود آوردند ، ديدند كه يكى معاويه ، ديگرى عمرو عاص و سوّمى يزيد است .
على عليه السلام فرمود : بياييد نگاه كنيد ! اگر مىخواستم آنها را مىكشتم ؛ ولى به آنها فرصت مىدهم ، همان گونه كه خداوند متعال تا وقت معلوم به ابليس لعين فرصت داد ، اين چيزى كه در مورد صاحب خودتان مىبينيد ، اين عجز و ناتوانى و خوارى نيست ، بلكه امتحانى از جانب خداوند است كه ببيند شما چگونه انجام مىدهيد .
اگر شما به من تهمت جادوگرى زديد البتّه پيش از شما كفرورزان و منافقان به پيامبر و فرستادهء پروردگار جهانيان صلى الله عليه و آله تهمت جادوگرى زدند و گفتند : به راستى كسى كه در يك شب ، ملكوت آسمانها و بهشت را دور زد و در همان شب برگشت ، چگونه در شب هجرت فرار كرد و به درون غار رفت و مسافت مكّه تا مدينه را در يازده روز پيمود ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٤٠٣