تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
حدّثتكم أنّ الحرب خدعة . ثمّ ذكر غير ذلك ، فقام رجل - يساوي برأسه رمّانة المنبر - فقال : أنا براء من الاثنين والثلاثة . فالتفت إليه أمير المؤمنين عليه السلام فقال : بقرت العلم في غير إبّانه ، لتبقرنّ كما بقرته . فلمّا قدم ابن سميّة أخذه فشقّ بطنه وحشا فوقه حجارة وصلبه « 1 » .

اى امير مؤمنان ! من مظلومم !

212 - در روايتى آمده : عربى باديه نشين نزد امير مؤمنان على عليه السلام - كه در مسجد نشسته بود - آمد و گفت : من مظلومم . حضرت فرمود : نزديك بيا . او نزديك آمد به گونه‌اى كه حضرتش دو دست مبارك خود را بر زانوان او نهاد و فرمود : چه ظلمى به تو شده است ؟ او شكايت‌هاى خود را برشمرد . آن حضرت فرمود : اى باديه نشين ! ستمى كه به من شده ، از ستمى كه به تو شده بزرگتر است . كلوخ‌ها و كُرك‌ها نيز به من ستم كردند . هيچ خانه‌اى از عرب نماند ، مگر آن كه به من ظلم كردند . من پيوسته مورد ستم واقع شدم تا خانه نشين گشتم . اگر امروز چشم عقيل بن ابىطالب درد بكند ، نمىگذارد در چشمش دارو بريزند ، تا بيايند در چشم من دارو
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 42 / 187 الحديث 5 .