تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
عرض كرد : آرى ، اى پيامبر خدا ! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اى اباالحسن ! به راستى خداوند به خاطر كشتن اين مرد به تو پاداشى مقرّر فرموده كه گويى تو به شمار تپّه‌هاى ريگ دنيا و به تعداد موهاى بدن اين منافق ، بنده آزاد كرده‌اى و كمترين چيزى كه خداوند در ازاى آزادى يك بنده به آزاد كننده ، عطا مىكند آن است كه به تعداد هر موى آن بنده هزار حسنه براى او مىبخشد و هزار گناه از او محو مىنمايد و اگر گناهى نداشته باشد از گناهان پدرش يا از گناهان مادرش ، يا از گناهان برادرش يا از گناهان خويشاوندان ، همسايگان و نزديكانش محو مىنمايد . آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : چه كسى از شما ديشب وقتى برادر دينى خود را ديد خجالت كشيد ، پس شيطان پيش او آمد و خواست او را از كمك كردن به برادرش باز دارد تا وقتى كه توانست بر شيطان غلبه كند ؟ على عليه السلام عرض كرد : اى پيامبر خدا ! من همان شخص هستم . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اى على ! آن اتفاق را براى برادران مؤمنت تعريف كن تا از كار نيكوى تو در حد توانشان پيروى كنند . گرچه هيچ يك از آنها به مقام تو نخواهند رسيد و از عبادت تو پيشى نخواهند گرفت و كسى در پيشينهء فضايل و برترىهاى تو نخواهد نگريست ، مگر آن سان كه بلنداى آفتاب به پستى زمين و دورى مشرق به دورى مغرب مىنگرد . على عليه السلام فرمود : ديشب از كنار مزبلهء بنى فلان مىگذشتم ، مؤمنى از انصار را ديدم كه پوست‌هاى خربزه ، خيار و انجير را از ميان زباله‌ها
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 390 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى