پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : قضيّه را براى برادران با ايمانت بازگو .
على عليه السلام عرضه داشت : من در خانهام بود كه ناگاه از بيرون خانه صداى دو نفر را شنيدم كه مرافعه مىنمودند ، وارد خانه شدند ، ديدم فلان مرد يهودى و شخص معروفى از انصار است .
يهودى گفت : اى اباالحسن ! من با اين مرد اختلاف داشتم ، نياز به داورى داشتيم ، نزد صاحب شما ، محمّد رفتيم ، او به سود من و به ضرر اين مرد حكم كرد . اينك مىگويد : من به حكم او راضى نيستم ، او به من ستم كرده و خطا نموده است ( ! ! ) نزد كعب پسر اشرف برويم تا بين من و تو حكم كند .
من از اين امر خوددارى كردم و گفتم : راضى هستى نزد على برويم ؟
گفت : آرى .
اينك نزد شما آمدهايم تا قضاوت كنى .
من به طرف مقابلش گفتم : آيا جريان همان گونه است كه مىگويد ؟
گفت : آرى .
گفتم : قضيّه را براى من بازگو .
او نيز همانند مرد يهودى قضيّه را بازگو كرد .
سپس به من گفت : اى على ! بين ما به حق داورى كن !
من برخاستم تا به طرف اندرون خانه بروم ، آن مرد گفت : كجا مىروى ؟
گفتم : به اندرون خانه مىروم تا وسيلهاى بياورم كه با عدل و دادگرى حكم كنم .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٨٨