بركناريد ، خدا هر كس را به اندازه تواناييش تكليف كرده و بر نادانان سبك گرفته ، شما پروردگارى مهربان ، پيشوايى دانا و دينى محكم داريد .
من ديروز همدم شما بودم ، امروز براى شما درس پند و عبرتم و فردا از شما جدا مىشوم .
اگر جاى پا در اين لغزشگاه دنيا استوار ماند ، و زنده بمانم همان مراد و مطلوب است و اگر قدم بلغزد و از دنيا بروم بدانيد كه ما در سايه شاخههاى درختان و وزش بادها و زير سايهء ابرى كه متراكمش در فضا از هم بپاشد و اثرش در زمين نابود گردد ، زندگى مىكنيم . « 1 »
همانا من براى شما همسايهاى بودم كه تنها پيكرم چند روزى در كنار شما بود ، و به زودى پيكر بىروح مرا تشييع مىكنيد كه بعد از حركت آرامش يافته و پس از سخنگويى دم فرو بسته باشد ، بايستى همان آرامش پيكرم ، ديده فرو بستنم و سكون اعضايم شما را پند دهد ، زيرا همانها براى شما از سخنور شيوا و رسا پند دهندهتر است .
به اميد ديدار ( در روز رجعت و قيامت ) با شما خدا حافظى مىكنم ، فردا ، روزگار مرا مىفهميد و خداى عزّوجلّ از اسرار كار من براى شما پرده برمى دارد و پس از آن كه مسند من خالى شد و ديگرى به جايم نشست مرا خواهيد شناخت .
هامش
( 1 ) - علّامهء مجلسى رحمه الله در توضيح اين فراز مىنويسد : يعنى اگر من از دنيا رفتم تعجّب نكنيد و بدانيد كه من هم يكى از اجزاى جهان بىثبات و زود گذرى بودهام ، يا باكى ندارم چرا كه من به سان اين امور تعلق به دنيا نداشتم .