شخص ديگرى برخاست و عرضه داشت : من امروز از على بيشتر انفاق كردهام ، مرد و زنى مىخواستند مسافرت نمايند ، ولى هزينهء سفر نداشتند ، من هزار درهم به آنها بخشيدم .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ساكت بود و چيزى نفرمود .
اصحاب گفتند : اى پيامبر خدا ! چرا به على گفتى : با اين كار بهشت بر تو واجب شد ، ولى به اين مرد كه بيشتر از او صدقه داده ، چيزى نگفتى ؟ !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آيا تاكنون ديدهايد كه اگر خادم پادشاهى هديهء اندكى به او بفرستد او را گرامى مىدارد و مقامش را بالا مىبرد و اگر خادم ديگرى هديه بزرگترى دهد ، آن را رد مىكند و او را كوچك مىشمارد ؟
گفتند : آرى ، چنين است .
فرمود : رفيق شما على عليه السلام نيز اين گونه است ، او به جهت اطاعت از خدا و حفظ آبروى مؤمنِ فقير دينارى را بخشيده ، ولى آن يكى رفيقتان آنچه داده براى عناد ورزى با برادر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بوده ، مىخواسته به وسيلهء آن ، به على بن ابىطالب عليه السلام برترى جويد . از اين رو ، خداوند عملش را هدر داده و بر او و بال و زيان قرار داد .
آگاه باشيد ! اگر با اين نيّت از خاك تا عرش الهى طلا يا لؤلؤ صدقه دهد ، جز دورى از رحمت خدا و نزديكى به خشم و غضب او نتيجه نمىدهد ، و در خشم و غضب با شتاب وارد شدن است .
آنگاه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : كدام يك از شما امروز با نيروى خود از برادر مؤمنش دفاع كرده است ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٧٧