تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
على عليه السلام گفت : من امروز از فلان راه مىرفتم ، ناگاه فقير مؤمنى را ديدم كه در چنگ شير افتاده ، شير او را به زير گرفته و آن مرد فرياد مىزند و كمك مىخواهد ، من به شير فرياد زدم : مؤمن را رها كن ! ولى شير رها نكرد ، نزديك رفتم و با پايم لگدى به شير زدم كه از پهلوى راستش وارد و از پهلوى چپش بيرون آمد و شير بيهوش افتاد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : با اين كار بهشت بر تو واجب شد ، خداوند با كسى كه به وليّش آزار رساند ، اين گونه رفتار مىكند ، در جهان آخرت تيغ‌ها و شمشيرهاى آتشين را بر او مسلّط مىكند كه شكم او را بدرند و آتش پر كنند ، آنگاه با آفرينش جديدى بازگردد و اين براى هميشه روزگاران انجام مىپذيرد . سپس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : كدام يك از شما امروز با آبروى خود به برادر مؤمنش سود رسانده است ؟ على عليه السلام عرض كرد : من . فرمود : چه كار كرده‌اى ؟ عرض كرد : امروز عمّار ياسر را ديدم كه به خاطر سى درهم بدهى ، يكى از يهودىها او را بازداشت كرده است . عمّار گفت : اى برادر پيامبر خدا ! اين يهودى مرا نگاه داشته و مىخواهد به جهت محبّت من نسبت به شما اهل بيت ، آزار رسانده و مرا خوار سازد ، به خاطر آبرويت مرا از دست او برهان ! من خواستم با يهودى سخن گويم .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 278 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى