پدر جان ! اگر فرمان دهيد ، من آب را از تصرّف دشمن بيرون مىآورم .
179 - عبداللَّه بن قيس گويد : من در جنگ صفّين در ركاب امير مؤمنان على عليه السلام بودم ، لشكر معاويه به فرماندهى ابوالاعور سلمى آب را به تصرّف خود در آوردند و مانع از رسيدن آب به لشكر امير مؤمنان على عليه السلام شدند .
لشكريان مسلمانان از تشنگى به على عليه السلام شكوه كردند .
حضرت گروهى از پهلوانان سواره را به مقابل دشمن فرستاد ، ولى آنها شكست خورده برگشتند .
امير مؤمنان على عليه السلام از اين شكست دلتنگ شد ، امام حسين عليه السلام عرض كرد : پدر جان ! اگر فرمان دهيد ، من آب را از تصرّف دشمن بيرون مىآورم .
حضرتش فرمود : برو فرزندم !
امام حسين عليه السلام با گروهى از سواران تاخت و لشكر ابوالاعور را شكست داد و بر لب آب ، خيمهاى برافراشت و بعد از فرود آوردن سوارانش ، به نزد پدر بزرگوارش آمد و پيروزيش را گزارش داد .
على عليه السلام از ديدن او گريان شد .
به حضرتش گفتند : اى امير مؤمنان ! چرا گريه مىكنى ؟ اين نخستين پيروزى است كه به بركت امام حسين عليه السلام يافتهايم .