تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
من در اين مصيبت ، خانوادهء خود را ديدم كه برخى از آنان بىتابى مىكرد و مالك خود نبود و نمىتوانست خودش را كنترل كند و قدرت تحمّل سنگينى مصيبتى را كه وارد شده بود ، نداشت . بىتابى ، صبر او را برده ، و عقل او را ربوده بود و ميان او و فهميدن ، فهماندن ، گفتن و شنيدن فاصله انداخته بود ، و افراد ديگر غير از فرزندان عبدالمطلب برخى به ما تسليت مىگفتند و به صبر فرا مىخواندند و برخى نيز با گريهء خاندان عبدالمطلب ، گريه مىكردند و با بىتابى آنان ، بىتابى مىنمودند و اين گونه همدردى مىكردند . من خودم را به هنگام وفات آن حضرت وادار به صبر و شكيبايى كردم و سكوت را پيش گرفتم و به آنچه حضرتش به من دستور داده بود مشغول شدم و به تجهيز ، غسل دادن ، حنوط كردن ، كفن كردن ، نماز خواندن و دفن آن حضرت پرداختم . از طرفى ، به جمع‌آورى كتاب خدا و پيمان او بر بندگانش اقدام نمودم ، در اين مأموريّت هيچ اشك چشمى كه بىاختيار مىريخت و هيجان آه و سوزش قلب و بزرگى مصيبت مرا به خود مشغول نكرد ، تا اين كه حقّ واجبى را كه از سوى خدا و پيامبرش بر من بود ، ادا كردم و آنچه را كه به من امر شده بود ، به انجام رسانيدم و با شكيبايى و توجّه به خدا ، آن را تحمّل كردم . آنگاه حضرتش رو به اصحاب خود كرد و فرمود : آيا چنين نبود ؟ گفتند : آرى ، اى امير مؤمنان !