فقال عمر : الحمدللَّه الّذي هداك أيّها الرجل ، غير أنّه يجب أن تعلم أنّ علم النبوّة في أهل بيت صاحبها والأمر من بعده لمن خاطبته أوّلًا برضى الامّة ( ! ! ! )
قال : قد عرفت ما قلت وأنا على يقين من أمري « 1 » .
آيا تو نزد خداوند مؤمن هستى ، يا نزد خودت ؟
155 - سلمان فارسى - در يك روايت طولانى - گويد :
هنگامى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رحلت كرد ، اسقف بزرگ با عدّهاى از مسيحيان به مدينه آمد و نزد ابوبكر رفت و از او چيزهايى پرسيد كه نتوانست پاسخ صحيحى بدهد .
در اين هنگام عمر گفت : اى نصرانى ! دست از پرسشهاى مشكل بردار و گرنه خونت را مباح مىكنيم ! !
اسقف بزرگ گفت : آيا اين رفتار عادلانه است با كسى كه براى هدايت آمده و خواهان آن است ؟ كسى را به من نشان دهيد تا بتوانم آنچه را نياز دارم از او بپرسم .
در اين هنگام على عليه السلام آمد و فرمود : چه سؤالى دارى ؟
اسقف بزرگ گفت : آنچه را كه از اين پير مرد پرسيدم از تو نيز مىپرسم . به من بگو : آيا تو نزد خداوند مؤمن هستى ، يا نزد خودت .
اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود : من نزد خداوند مؤمن هستم آن سان كه در عقيدهء خودم مؤمن مىباشم .
هامش
( 1 ) - مناقب آل ابى طالب : 1 / 417 و 418 ، بحارالأنوار : 41 / 308 و 309 .