تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
قصّة ذي القرنين ، ثمّ قال : « وفيكم مثله » فيرى أنّه إنّما عنى نفسه ، لأنّه ضرب على رأسه ضربتين : إحداهما يوم الخندق والاخرى ضربة ابن ملجم‌لعنه اللَّه ، انتهى « 1 » . وسيأتي ذكر الوجوه الاخر « 2 » .

اى اميرمؤمنان ! مرا آگاه كن از ذوالقرنين ، آيا پيامبر بود يا پادشاه . . . ؟

23 - ابن نباته گويد : على عليه السلام در حالى كه برفراز منبر بود ، ابن كوّاء برخاست و عرض كرد : اى اميرمؤمنان ! مرا آگاه كن از ذوالقرنين ، آيا پيامبر بود يا پادشاه ؟ و به من بگو : آيا فرق او از طلا بود يا از نقره ؟ حضرت فرمود : ذوالقرنين نه پيامبر بود نه پادشاه ، و دو فرق او نه از طلا بود و نه از نقره ، بلكه او بنده‌اى بود كه خدا را دوست مىداشت و خداوند نيز او را دوست مىداشت ، او براى خدا خيرخواهى كرد و خداوند خيرخواهى او نمود ، و جهت اين كه او را ذوالقرنين ناميدند اين بود كه او قوم خود را به سوى خدا فراخواند ، ولى آنها بر فرقش كوبيدند و او را زدند . پس براى مدّتى از آنان غايب شد . آنگاه به سوى آنان بازگشت ( و مردم را فراخواند ) آنها باز بر فرق ديگرش كوبيدند و او را زدند و همانند او در ميان شما نيز مىباشد . علّامهء مجلسى رحمه الله در توضيح اين حديث گويد : منظور از اين كه : « همانند او در ميان شما نيز مىباشد » شخص
هامش
( 1 ) - النهاية : 3 / 247 - 248 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 38 / 39 - 41 الحديث 12 .