حضرت مىباشد ، چرا كه مشهور شده در حديث كه حضرتش ذوالقرنين اين امّت است . اين سخن با ادلّهاى چند قابل توجيه است .
نخست آن كه ، حضرتش دو قرن زيست ، قرنى با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و قرن ديگربعد از آن بزرگوار .
البته اين روايت اين وجه را در بر نمىگيرد .
دوّم آن كه ، حضرتش در مواردى به ذوالقرنين شباهت داشت ، از جمله بندهء صالح بودن ، مؤيد و ملهم از الهام خدا بودن ، به اذن خدا مورد اطاعت مردم بودن ، گرچه پيامبر نبوده است .
در اين باره روايات بسيارى رسيده كه در كتاب امامت در عنوان جداگانهاى ، آوردهايم .
سوّم آن كه ، حضرتش به او در ضربهاى كه بر فرق وارد شده ، شباهت دارد .
چهارم آن كه ، حضرتش صاحب دو نيروى بزرگ در دنيا و جهان آخرت است .
پنجم آن كه ، حضرتش به او شباهت دارد در اين كه آن بزرگوار مردم را به سوى خدا فراخواند و آنان فرق مباركش را شكافتند و به زودى به دنيا باز خواهد گشت و شرق و غرب زمين منقاد او خواهند بود .
ششم آن كه ، خداوند شرق و غرب كرهء زمين را براى او آفريد ، كه به زودى خود مالك آن خواهد بود ، و شرق و غرب بهشت را آفريد كه او قسيم آن است .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٥١