فقال : لا تراه العيون بمشاهدة العيان ، و لكن تدركه القلوب بحقائق الإيمان .
قريب من الأشياء غير ملامس . بعيد منها غير مباين . متكلّم لا بروية ، مريد لا بهمة . صانع لا بجارحة . لطيف لا يوصف بالخفاء . كبير لا يوصف بالجفاء ، بصير لا يوصف بالحاسة . رحيم لا يوصف بالرقة . تعنو الوجوه لعظمته ، وتجب القلوب من مخافته « 1 »
3 - ذعلب يمانى پرسيد : اى اميرمؤمنان ! آيا پروردگار خود را ديدهاى ؟
فرمود : آيا چيزى را كه نبينم مىپرستم ؟
گفت : چگونه او را مىبينى ؟
فرمود : هرگز ديدهها او را آشكار نمىبينند ، امّا دلها با حقايق ايمان او را درمىيابند . او به همه چيز نزديك است نه آن كه به اشيا چسبيده باشد . از همه چيز دور است نه آن كه از آنها بيگانه باشد . گوينده است نه با انديشه و فكر . اراده كننده است نه از روى آرزو و خواهش ، سازنده است نه با اعضا و جوارح ، لطافت دارد ولى با پنهانى توصيف نمىشود كه پوشيده و مخفى باشد . بزرگ است ، ولى با ستمكارى وصف نمىشود .
بيناست ولى با حواس ظاهرى توصيف نمىشود و مهربان است ولى با نازك دلى وصف نمىگردد . چهرهها در برابر عظمت او به خاك افتاده ، و دلها از بيم و ترس او بىقرارند .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : الخطبة 179 .
.