خلف ، منبه و بنيه ( فرزندان حجاج ) و آن پنج مسخرهگر : وليد بن مغيره ، عاص بن وائل سهمى ، اسود بن يغوث زهرى ، اسود بن مطلب و حارث بن ابى طلاطله فرستاده ، پس خداوند آيات را در آفاق و انفس بر آنان نماياند تا بر آنان آشكار شود كه او حق است .
يهودى گفت : به طور حتم خداوند براى موسى عليه السلام از فرعون انتقام گرفت .
على عليه السلام فرمود : البته چنين است ، خدا براى محمّد صلى الله عليه و آله ( نيز ) از فرعونها انتقام گرفت . خداوند در مورد آن پنج مسخرهگر فرمود : « ما از شرّ آن مسخرهگران تو را مصون داريم » پس خدا در يك روز هر پنج نفر را به طور جداگانهاى از پا درآورد .
وليد بن مغيره از كنار تيرهاى مردى از قبيله خزاعه - كه آنها را با پر آراسته در راه نهاده بود - گذر كرد و تكّهاى از آن به رگ چهار اندام او خورد و آن را بريد و به خون ريزى انداخت و در حالى مُرد كه مىگفت :
پروردگار محمّد مرا كشت .
عاص بن وائل از پى كارى به جايى رفت كه سنگى از زيرش غلتيد ، او را افكند و خرد كرد و در حالى مُرد كه مىگفت : پروردگار محمّد مرا كشت .
اسود بن عبد يغوث به پيشواز پسرش - زمعه - رفته بود و در زير سايهء درختى بود . جبرائيل نزد او رفت سرش را گرفت و به درخت مىزد . او به پسرش گفت : مرا از اين ، بازدار !
پسر گفت : من جز خودت كسى را نمىبينم كه با تو كارى داشته باشد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٠٧