ياعلى ! آن كه شما را دوست بدارد و به شما متمسّك شود ، قطعاً به آن دستگيره محكم ( قرآنى ) چنگ زده است .
انس مىگويد : سپس ابوذر برخاست و بيرون رفت ( و از ما جدا شد ) ؛ و آن گاه ما به سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله جلو آمديم و گفتيم : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ابوذر از جانب شما اخبارى چنين و چنان گفت ( آيا چنين مطلبى درست است ) ؟ !
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : ابوذر راست گفته است ؛ به خداوند سوگند كه در زمين و آسمان راست گفتارتر از ابوذر نبوده است .
حضرت صلى الله عليه و آله پس از آن فرمود : خداوند تبارك و تعالى هفت هزار سال پيش از آن كه آدم ( ابوالبشر ) را بيافريند ، مرا و اهل بيتم را از يك نور آفريد و سپس ( ما را به صلب او منتقل و ) از صلب او به اصلاب مردان پاك و به رحمهاى زنان پاك منتقل گردانيد .
انس مىگويد : گفتم : يا رسول اللَّه ! در آن زمان شما كجا و به چه شكلى بوديد ؟
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : شبح هايى از نور بوديم و در زير عرش ( الهى ساكن ) و به تسبيح گويى و تقديس و تمجيد خداوند مشغول بوديم .
سپس فرمود : آن گاه كه به سوى آسمان به معراج برده شدم و به مقام سدرةالمنتهى رسيدم ، جبرئيل مرا وداع گفت ( وبازگشت ) .
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود ( به جبرئيل ) : گفتم : يا جبرئيل ! اى حبيب من ! آيا در اين جا از من جدا مىشوى ؟ !
او گفت : مطمئناً من ( از اين حد ) نمىگذرم كه ( اگر چنين كنم ) بالهايم مىسوزد .
سپس من ( مانند تيرى ) به آن ميزان كه خدا مىداند در نور پرتاب شدم و ( آن گاه ) خداوند به من ( چنين ) وحى نمود : اى محمد ! من به تاكيد به زمين نظر كردم و آن گاه تو را از آن برگزيدم و تو را پيامبر قرار دادم . سپس به تاكيد نظر ( ديگرى ) كردم و از آن على را انتخاب كردم و او را وصى و وارث علم تو و امامِ پس از تو قرار دادم و از
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٧٨