تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
رسول‌اللَّه ! آيا او را مىبوسى و حال آن كه او شوهر كرده است ؟ ! حضرت صلى الله عليه و آله و سلم در پاسخ به او فرمود : آگاه باش كه - واللَّه - اگر تو از ( ميزان ) محبّت شديد من به او آگاه بودى ، محبّت تو ( نيز ) به او افزايش مىيافت ؛ قضيّه آن است كه آن گاه كه به سوى آسمان به معراج برده و به سوى آسمان چهارم روانه شدم ، ( در آنجا ) جبرئيل اذان ، و ميكائيل اقامه گفت و سپس ( جبرئيل ) به من گفت : ( براى اقامهء جماعت به اهل آسمان ) پيش بيا . من گفتم : تو حضور داشته باشى و من ( براى امامت جماعت ) پيش بروم ؟ ! او گفت : بله ؛ خداوند انبياى مرسلش را بر فرشتگان مقرّبش فضيلت داده و تو را ( جداگانه ) فضيلتى خاص داده است . رسول‌خدا صلى الله عليه و آله در ادامه فرمود : آن گاه من پيش آمدم و بر اهل آسمان چهارم اقامه نماز ( جماعت ) كردم ؛ بعد ، هنگامى كه نماز خواندم و به سوى آسمان ششم رهسپار شدم ، ( در آن جا ) ناگاه با فرشته‌اى از ( جنس ) نور مواجه شدم كه بر تختى از ( جنس ) نور ( نشسته بود ) ؛ در جانب راستش صفّى از فرشتگان و در جانب چپش ( نيز ) صفّى از فرشتگان ( ايستاده ) بودند . من سلام كردم و او در حالى كه ( برتخت خويش ) تكيه داده بود ، جواب سلام مرا داد . در اين هنگام خداوند عزّوجلّ به او ( چنين ) وحى كرد كه : اى فرشته ! حبيب من و برترين ( آفريدهء ) من از ميان خلايقم ، بر تو سلام كرد و تو ، تكيه داده ، جواب سلام او دادى ؟ ! قسم به عزّت و جلالم كه حتما بايد بايستى و بر او سلام كنى و ( ديگر ) تا روز قيامت ننشينى . در اين جا بود كه آن فرشته از جا برخاست و با عِتاب گفت : نزد پروردگار عالميان ، عجب گرامى هستى ! يا محمّد ! حضرت صلى الله عليه و آله و سلم ادامه داد : و بعد ، آن گاه كه به سوى آن حجابها روانه شدم ، ( چنين ) مورد ندا قرار گرفتم : « پيامبر ( خدا ) بدان چه بر او نازل شده است ، ايمان‌آورده‌است » و در آن لحظه به من الهامى شد و من ( در ادامه‌اش چنين ) گفتم : « و مؤمنان همگى به خدا