فَلَمّا هَبَطْتُ إِلَى الْأَرْضِ ، واقَعْتُ خَدِيجَةَ فَحَمَلَتْ بِفاطِمَةَ ، فَأَنَا إِذَا اشْتَقْتُ إِلَى الْجَنَّةِ ، سَمِعْتُ رِيحَها مِنْ فاطِمَةَ .
يا حُمَيْراءُ ! إِنَّ فاطِمَةَ لَيْسَتْ كَنِساءِ الْآدَمِيِّينَ وَ لا تَعْتَلَّ كَما يَعْتَلِلْنَ - يَعْنِي بِهِ الْحَيْضَ - . « 1 »
عايشه : با فاطمه رفتارى مىكنى كه قبلا نديده بودم چنين كنى ؟
عايشه روايت مىكند كه ( پيوسته ) مىديدم كه رسولخدا صلى الله عليه و آله گاه فاطمه را مىبوسد و با لطف با او برخورد مىكند لذا به ايشان عرض كردم : يا رسولاللَّه ! با فاطمه به گونهاى رفتار مىكنى كه قبلا نديده بودمت چنين رفتار كنى !
حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اى حُميرا ! داستان از اين قرار است كه آن شبى كه به سوى آسمان به معراج برده شدم ، داخل بهشت شدم و مقابل درختى از درختان بهشت ايستادم كه در آن بهشت ، درختى از آن زيباتر و سرسبزتر و خوش ميوهتر نديدم ؛ آن گاه به ميوهاى از ميوههايش دست بردم و آن را خوردم و آن ( ميوه ) در ( جسم ) من به نطفهاى در پشتم تبديل شد و زمانى كه به زمين فرود آمدم ، با خديجه همبستر شدم و ( او ) به فاطمه ( باردار شد ) ؛ لذاست كه هر گاه مشتاق بهشت مىشوم ، بويش را از فاطمه استشمام مىكنم .
اى حميرا ! فاطمه مانند ( ساير ) زنانِ آدميان نيست ؛ آن گونه كه آنان بيمار ( يعنى حائض ) مىشوند او بيمار نمىشود .
( 159 )
عائِشَةُ تَسْأَلُ : أَتُقَبِّلُ فاطِمَةَ وَ هِيَ ذاتُ بَعْلٍ ؟ !
عَنْ حُذَيْفَةِ بْنِ الْيَمانِ قالَ : دَخَلَتْ عائِشَةُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وَ هُوَ يُقَبِّلُ فاطِمَةَ - صَلَواتُ
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 37 ، ص ص 65 ، 64 ، ح 36 .